lördag 20 juli 2013

تایید حکم اعدام ۴ زندانی سیاسی عرب احواز

چهار زندانی سیاسی با ارسال نامه ای از درون زندان کارون خواستار دخالت سازمان های بین المللی حقوق بشری برای لغو احکام اعدام خود شدند.
به گزارش گوناز تی وی، حکم اعدام این زندانیان که از شهروندان عرب اهل شهرستان شادگان هستند، شهریور ماه سال گذشته در دادگاه انقلاب اهواز صادر شده بود. این حکم پس از تایید در دیوان عالی کشور روز شنبه ۲۲ تیرماه به محکومان و خانواده  آنها ابلاغ شده است.غازی عباسی، عبدالرضا امیر خنافره، جاسم مقدم پناه، و عبدالامیر مجدمی  به اتهام محاربه با خدا و افساد فی الارض به اعدام محکوم شده اند. هیچ یک از این محکومان سابقه کیفری نداشته، همگی کمتر ازسی سال دارند.زندانیان در این نامه خود را بیگناه دانسته و روند رسیدگی به پرونده خود را غیرقانونی و براساس اعتراف گیری های اجباری ذکر کرده اند.شهاب عباسی، سامی جدماوی نژاد و هادی البوخنفر نژاد، متهمان دیگر این پرونده نیز به سه سال زندان و تبعید در اردبیل محکوم شده اند.
اعتراف اجباری زیر شکنجه شدید
خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران از قول یک منبع مطلع، بر وجود «شکنجه شدید» برای اعتراف گیری از متهمان تاکید کرده است. به گفته این منبع که نخواسته نامش ذکر شود، نه فقط متهمان بلکه خانواده های آنها نیز مدت های طولانی تحت شکنجه شدید قرار گرفته اند. از جمله یونس امیر خنافره پدر عبدالرضا امیر خنافره که از معلمان بازنشسته شادگان بود، شش ماه در بازداشت گاه های وزارت اطلاعات در برابر چشم فرزندش  شکنجه شده بود. او چهل روز پیش بر اثر فشارهای ناشی از شکنجه های روحی و جسمی در گذشت.
دادگاه فرمایشی با حکم بازجویان اطلاعات
این درحالی ست که عبدالسلام ساکی، یکی از وکیلان متهمان، همه اتهام ها را باطل دانسته و گفته است هیچگونه مستند حقوقی علیه آنان وجود ندارد. این وکیل مدافع بر اعترافات اجباری بر اساس شکنجه تاکید کرده و گفته است «دادگاه هیچ توجهی به دفاعیات وکیل نکرده و حکم را بر مبنای گزارش های اداره اطلاعات صادر کرده است».محکومان در بخشی از نامه خود با اشاره به این که ۳ سال در بازداشتگاه وزارت اطلاعات تحت بازجویی و بلاتکلیف بوده اند، نوشته اند پس از تشکیل دادگاه در سال ۲۰۱۲ که کل مدت آن دوساعت و نیم بود، به هیچ یک از شش وکیل مدافع آنان اجازه دفاع داده نشده است. به نوشته آنان «ما بدون این که بتوانیم ار خود دفاع کنیم به اتهام اعمال مسلحانه و محاربه با خدا و افساد فی الارض به اعدام محکوم شدیم».
تغییر و ارعاب شاهدان
در حالی که دادگاه سلاح های شکاری محکومان را مستند صدور اعدام قرار داده است، زندانیان در نامه خود نوشته اند:«کارشناس اسلحه در شهادت نامه خود در دادگاه گفته است از سلاح های شکاری کشف شده هیچ گلوله ای شلیک نشده است. اما با فشار بازجویان اطلاعات، دادگاه اقدام به عوض کردن کارشناس کرد تا با شهادت دادن به تیراندازی از سلاح ها «ما را به قیام مسلحانه» متهم کنند.زندانیان نامه خود را برای شورای حقوق بشر سازمان ملل، احمد شهید، سازمان عفو بین الملل، دیدبان حقوق بشر و دیگر فعالان و سازمان های مدافع حقوق بشر ارسال کرده اند. خانواده های این افراد نیز پیشتر درنامه ای همین درخواست ها را اعلام کرده اند.
اعدام چهار زندانی سیاسی عرب ایرانی دیگر
حکم این چهار زندانی سیاسی در حالی تایید و ابلاغ شده که در تیرماه سال گذشته  نیز کمپین بین المللی دفاع از حقوق بشر در ایران از قول یک منبع محلی از اعدام مخفیانه چهار زندانی سیاسی عرب به نامهای طه حیدریان، ناصر حیدریان، عباس حیدریان و علی شریفی  خبر داد.این افراد در محلی نامعلوم اعدام شدند و در پی آن اداره اطلاعات اهواز روز دوشنبه ۲۹ خرداد  ۹۱ اجرای حکم را به خانواده های آنان درتماسی تلفنی ابلاغ کرد. به گفته یک هم بند این افراد «در زمان نگهداری این افراد در سلولهای انفرادی به آنها پابند زده شده بود و برای روزهای متوالی مورد ضرب و شتم  قرار گرفتند،  شلنگ فشار قوی آب در دهانشان گذاشتند، آنها را به تخت بستند و با تسمه به کف پاهایشان شلاق زدند.».پس از اعدام این چهار جوان که همگی زیر سی سال بوده اند تظاهرات اعتراضی گسترده ای محله های اهواز و شهر شادگان را فراگرفت که با واکنش شدید نیروهای امنیتی روبروشد.

onsdag 3 juli 2013

تحریم اتحادیه اروپا علیه قضات جمهوری اسلامی در احواز

به گزارش “رویترز”، اتحادیه اروپا نام دوتن از قضات دادگاههای جمهوری اسلامی در احواز را درلیست ۹ نفره شخصیت های مشمول تحریم، قرار داد. مرتضی کیارستمی و سید محمد باقر موسوی دو تن از قضات دادگاههای جمهوری اسلامی دراحواز هستند که در فهرست تحریمی “ناقضان حقوق بشر” اتحادیه اروپا قرار داده شدند.

وزاری خارجه اتحادیه اروپا دیروز خواستار آن شده بودند که دارایی‌های این افراد ضبط و از ورود آنها به کشورهای عضو اتحادیه اروپا جلوگیری شود. در فهرست ۹ نفره نام “مرتضی کیاستی”، قاضی شعبه چهار دادگاه انقلاب احواز به چشم می خورد که با وجود مطلع شدن از شکنجه های روا شده درحق پنج فعالان فرهنگی عرب اهل خلفیه، احکام اعدام آنها را صادر کرده است. همچنین نام “سید محمد باقر موسوی”، قاضی شعبه دو دادگاه انقلاب احواز که احکام جائرانه متعددی را علیه فعالان وشهروندان عرب احوازی صادر کرده است، نیز در فهرست تحریمی های جدید اتحادیه اروپا به چشم می خورد.

نام دیگری که در این فهرست به چشم می خورد “محمد سرافراز”، مدیر بخش برون مرزی سازمان صدا و سیما و تلویزیون انگلیسی زبان “پرس تی وی” است. وی متهم است با نیروهای امنیتی و دادستان‌ها همکاری کرده و سلسله برنامه‌هایی را با عنوان “اعترافات بازداشت شدگان” پخش کرده است. پرس تی وی تاکنون چندین فیلم از اعترافات اجباری فعالان عرب احوازی پخش کرده است که تحت شکنجه وبه زور از آنها گرفته شده است. به گفته اتحادیه اروپا این یک نمونه از نقض  حقوق زندانیان در ایران است.

حمیدرضا عمادی، مدیر بخش خبری “پرس تی وی” نیز متهم به همکاری با نیرو‌های امنیتی در پخش اعترافات زندانیان سیاسی از جمله روزنامه نگاران، فعالان سیاسی و شهروندان کرد و عرب احوازی شده است.

با افزوده شدن نام افراد جدید به این فهرست تاکنون ۸۷ نفر مشمول تحریم‌های اتحادیه اروپا از جمله منع صدور ویزا و ضبط اموال و دارایی‌ ها شده‌اند.

tisdag 2 juli 2013

وقتی رژیم ازتوجیه اعدام جوانان عرب عاجزمی شود.

وقتی رژیم ازتوجیه اعدام جوانان عرب عاجزمی شود.



بگذار بنویسند و در نوشتن خویش از هر مقوله وانشائی که بنظر شان جدید واز نظر همه تکراری وفرافکنی است استفاده کنند، آنها از انسانیت ومنطق بویی نبرده اند وهمه وجودشان با پست ترین اندیشه ها ی نژادپرستانه عجین شده واز انسان بودن و آدمیت محرومند.اگر نطفه بشریت در تن داشتند ازخود و رژیم شان می خواستند و جوابی برای افکار عمومی دنیا می یافتند.دنیا می پرسد.
رژیم بقصد ایجاد رعب و وحشت اعدام جوانان عرب رابه بهانه مخدرات پی می گیرد.
1-چرا رژیم در اعدام کردن آنهم از نوع وحشییانه آن بعد از چین ودوم در جهان است،اگر بنسبت جمعیت محاسبه شود ایران در اعدام رتبه اول است،خصوصا که جنایت اعدام را علنی ووحشیانه وبا دعوت وحضور کودکان و زنان اجراء می کند؟
2-برکسی پوشیده نیست که در الاحواز خشخاش وساير گیاهان مخدر زا تولید نمی شود،بفرض ادعایشان اگر اعدامی آن همه مواد مخدر توزیع کرده وانسانی شرور وپس از ارتکاب دهها جرم اعدام کرده اند، باید پرسید حمل وتوزیع مواد مخدر با آن همه گلوگاه و فضای شدیدا امنیتی وفاصله 2000 کیلومتر بلوچستان تا مناطق الاحواز را چه کسانی وبا چه حمایت امنیتی به احواز منتقل می کنند،چگونه مسئولین امنیتی منتظر مانده تا بنا به ادعایشان پس از ارتکاب آن همه جرم اقدام به دستگیری فرد اعدامی کرده واعدام وی را افتخار می دانند؟حال که به زعمشان موزع مخدرات را دستگیر واعدام کرده اند،الف -آیا در همان روز اعدام جوان عرب مخدرات توزیع نگردیده؟از احواز خارج شده می پرسیم چه کسانی و با پشتیبانی کدام سلطه امنیتی قاچاق و توزیع تناژی مخدرات در شهرهای بزرگ ودر کشورهای دیگر را بعهده دارند؟
ب- در بین قاچاقچیان مواد مخدر که از فرودگاههای طهران مخدرات مهلک را به لبنان وعراق ومالزی و…..منتقل و توزیع می کنند،هیچ کدام از جوانا عرب مشارکت نداشته وندارد ،آمار زندانیان قاچاق مخدرات در مالزی گواه ماست.
ت- چگونه برای اخذ پروانه کسب وهرگونه کار حتی رفتگری متقاضیان آزمایش عدم اعتیاد می دهند، اما صاحبان مقام وسلطه معاف از چنین چکابی هستند؟،خصوصا خامنه ای که اخیرا محمد نوری زاد آزمایش عدم اعتیادش را پیشنهاد داد؟
3- اگر رژیم طهران حداقل استاندارد جهان سوم در رسیدگی قضائی را رعایت می کند، چرا جرأت دادن مجوزورود به آقای را ندارد؟ تا از عدم رعایت حداقلهای دادرسی که وجود ندارد مطلع شود.آیا جوانان غیر فارس که به وحشیانه ترین شکل ممکن وبا جرثقیل ودر منظر عموم آویزان و اعدام می شوند آیا از حداقلها ی حقوق اساسی خود در محاکمات برخوردارند؟آیا در سرزمین آبا واجدادشان به زبان مادری محاکمه می شوند؟آیا اجازه وکیل داشتن مستقل را دارند؟ آنهم اگر بتوانند هزینه وکیل را بپردازند.
4- ظاهرا فرافکنان جانی رژیم آنقدر در خود فرورفته اندومثل همیشه چون کبک عمدا سر در برف گذاشته، هزاران میلیارد اختلاسها ی روزانه ناشی از غصب وغارت ذخایر جوانان عرب را می فراموشانند،جنایت اوین وکهریزک با تجاوزات جنسی وقتلهای زنجیره ای را لا پوشی کرده ومی کنند واگر دعوای سرانشان بر سر تقسیم کیک نبود سردرآب کردن سعید امامی وشکنجه جنسی زن امامی هم در حد یک افشاء مطرح نمی شد؟
5- این مزدوران نژادپرست پوکیدگی اخلاقی و اجتماعی جامعه خویش را با خرافات امام زاده گری وچاه جمکرانی پوشانده آماریک میلیون پرونده سالانه و ارجاعی به دادگستری هایشان را میدانند اما خود رابه نادانی و نادانتر از آنچه هستند می زنند.مختلس 3000 میلیاردی را از فرودگاه بین المللی خمینی طهران بدرقه می کنند و با پرونده سازی مهندسی شده همراه با شکنجه جوانان عرب وصاحبان اصلی پول اختلاس شده اعدام به وحشیانه ترین روش پی می گیرند.
شیوه جنایتکاران رسوا غیر انسانی و غیر اخلاقی بوده وهست، چه رسد که این جنایتکاران حامل وناقل پست ترین صفت همانا نژادپرستی باشند.

lördag 1 juni 2013

نامه خصوصی رهبر به رفسنجانی...






دهم خرداد 92

از رهبر به اکبر.  یعنی دمت گرم. بهترین کار رو تو کردی. آورین. آورین. بنده از تو قدر دانی میکنم که توی سرت زدم و هیچی نگفتی. البته شنیدم یه جایی مخفیانه گفتی که چنان با پوز زدم توی مشت رهبری که مشتش کبود شد. دیگه از این حرفا نزن هاش اکبر. میدانی که بارها گفته ام که بنده یک رای بیشتر ندارم. خوب شد علنا چیزی نگفتی چون اگه چیزی می گفتی به اتکاء همان یک رای یه پس گردنی هم بهت میزدم. اما به جان تو، بنده نگفته بودم که اینجوری حالت رو بگیرن. اما خُب، گرفتن دیگه. نامردا رحم نمی کنن. ها ها ها ها. وقتی گیر سه پیچ میدن کاریش نمیشه کرد. بهشون گفتم که حقوق بشر این شیخ پیرمرد رو رعایت کنید اما هِری زدند زیر خنده. مگه تو چیکار کردی که اینا به حقوق بشرت می خندن؟ هاهاهاهاهاها. البته خوب تو هم نمی باید با این سن و سال دوباره پیدات میشد. به قول بچه های دفتر:
کوسه تا از خواب خوش بیدار شد
لنگ بی تنبان توی میدان پرید
گفت آقا با یه خورده اخم و تخم
کاش این کوسه خجالت می کشید
فکر نکن بنده یادم رفته تو کی بودی. درسته که بنده یک رای بیشتر ندارم اما یادم نرفته که بعد از امام، مملکت رو تو برای بنده آرام کردی. هرچند همه فکر می کردن تو برنامه ت شاه شدنه. اما اون داستان قتلهای زنجیره ای و اتوبوس نویسنده ها و سکته سعیدی سیرجانی، فی الواقع کارساز بود. از کم کردن روی بهترین دوستات هم کوتاه نیومدی. یادمه دوست قدیمی ت عزت سحابی بیچاره رو یکسال کردی توی انفرادی برای اینکه روش کم بشه. هاهاهاهاها. به خاطر همون فداکاریهاست که سفارش اکید کرده ام که به حول و قوه الهی کسی مسائل مالی شما بند نکنه و بنده برای کم کردن روی تو، هرگز تو رو به اوین و انفرادی نخواهم فرستاد. به قول برادران عرب، "الملح و الخبز حرمتون" یعنی بابا نون و نمک هم یه حرمتی دارد آخه. بچه هات هم که رفتن اوین گفتم مواظب باشن که اذیت نشن. گفتم بازجوها یه وقت فکر نکنن که اینام دژمنن و باید اعتراف کنن که جاسوس امریکا و اسرائیلن و به حول و قوه الهی مثل کهریزک، پتو بهشون ندن تا مننژیت بگیرن. سفارش مخصوص کردم که بحث رشوه و فروش نفت و از این جور چیزها هم مطرح نشه. خلاصه خودت که میدانی منظورم چیه. اما خودت هم حواست باشه که این روزا کاری نکنی که گیر این بچه های دفتر ما بیفتی. درسته که بنده یک رای بیشتر ندارم اما این پدرسوخته ها به حول و قوه الهی خیلی توی کارشون واردن. در عرض سه روز سعید امامی رو وادار می کنن که اعتراف کنه جاسوس اسرائیله. سعید امامی که یادته؟ بچه خوبی بود. خیلی سفارشش را میکردی. ولش کن. خوب کاری کردی که زدم توی سرت هیچی نگفتی. آخه عزیز من، اصلا از اولش قرار نبود دوباره پیدات بشه. تو که میدانستی که بنده یک رای بیشتر ندارم. البته تو میخواستی روی مردمی که گفتی تو را مجبور به آمدن کردن و دم خانه تو تظاهرات میلیونی کردن رو زمین نندازی. دیدی که انتخابات آزاد در راه است و گفتی شانست را امتحان کنی. به قول بچه های دفتر:
انتخاباتی چنین آزاد و گرم
هیچ کس در عالم دنیا ندید
هم دموکراتیکی و هم با نشاط
از نشاطش برق شیخ اکبر پرید
ایندفعه که نشد اما خوب اگه دوست داری دوره بعدی هم با اصرار همان مردم بازاما راستش بنده دلم سوخت. ترسیدم ایندفعه به حول و قوه الهی سکته کنی. حیفم اومد که بعد از اونهمه خوبم کاندید شو. شاید تا اون موقع صلاحیتت بهتر شده باشه و قبول شی. البته اگه بنده تا اون موقع هنوز همین یک رای را داشتم و دوباره توی سرت خواهم زد. اینم بگم که این برو بچه های دفتر میگفتن بذاریم بیای وسط میدان و اونجا به حول و قوه الهی کنفتت کنیم. ی که تو به بنده کردی و اون نامه ای که توی کشوی میز امام پیدا کردی که بنده رهبر شدم، بیشتر از این اذیت بشی. بنده سر اون نامه خیلی حال کردم. بابا خیلی کلکی. اما از تو کلک تر این یارو آخونده س که گفته بنده ی آسیدعلی، موقعی که از نه نه ام متولد شدم گفتم "یا علی". هاهاهاهاهاهاها. البته کاش تو اینو گفته بودی. ملت بیشتر باورشون می شد. حالا فکر کن ببین میتونی یه چیزی در همین ردیف بگی. مثلا بگی وقتی نه نه م میخواست بنده را به دنیا بیاره سه تا فرشته اومدن و کمکش کردند و ناف بنده را بریدند و بنده را سنت کردند. یا اینکه وقتی به دنیا آمدم سه تا فرشته بنده را بردن به آسمان و دو ساعت دیگه سنت شده و حموم کرده و مرتب، قنداق پیچ و عمامه به سر، تحویل مادرم دادن. یا مثلا بگی بنده وقتی بچه بودم چند تا بچه رو که میخواستن منو کتک بزنن با اشاره انگشت سوسک کردم. اگه بتونی اینو جورش کنی و یه جوری بگی که ملت باورشون بشه قول میدم که علیرغم اینکه بنده یک رای بیشتر ندارم اما بذارم دفعه دیگه به حول و قوه الهی کاندید بشی. البته قبلش باید بگم یه چند سال سِنت رو کم کنن که این جنتی به سِنت گیر نده. اون ناکس خودش الان سی ساله که هفتاد سالشه. البته قول انتخاب شدن بهت نمیدم چون من یک رای بیشتر ندارم اما خوب همین که کاندید بشی خودش خیلی مهمه. به این یارو نقدی هم میگم که بیشتر از این بهت گیر نده و بحث دارایی و اموالت رو پیش نکشه. پس دست به کار شو. فقط خواهشَن حواست باشه یه وقت نخوای بگی که بنده دور سرم هاله نور دارم و یا با اجنه رابطه دارم و مثلا چند تا از فرماندهان لشگر جن درخدمتم هستن و یا اینکه با امام زمان رابطه دارم. این پدرسوخته ی یه وجبی بی ریخت همه ی این چیزا رو سوزونده. وگرنه خودم میگفتم عکسام رو طوری درست کنن که دور سرم هاله نور باشه. خوب دیگه بنده باید برم به کارام برسم. اولش میخوام به حول و قوه الهی یه فصل حسابی به این وعده هایی که این هشت نفر به مردم میدن بخندم، مخصوصا اون آخونده که دست تو و خاتمی را داره از پشت می بنده. ها ها ها ها. بای بای.
حسین پویا

fredag 31 maj 2013

زن ستیزی، انحصارطلبی مردسالاری روحانیت شیعی و نژاد پرستی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی



محمد جلالی، مدافع حقوق بشر
جایگاه زن در ایران و غرب در اندیشه ی خامنه ای
علی خامنه ای، رهبر ایران با تأکید بر لزوم طرح گفتمان اسلامی در مورد زن بصورت تهاجمی و طلبکارانه در عرصه ی بین المللی،« تقویت نهاد خانواده، احترام و تکریم زن در محیط خانه» را دو نیاز مهم و فوری جامعه دانسته و مسیر گفتمان غرب در خصوص زن را به سمت سراشیبی سقوط، گفتمانی کاملا حساب شده و سیاسی خواند. همچنین «مرد واره کردن زن و التذاذ جنسی مرد از زن» را دو بخش اصلی گفتمان غرب در خصوص زن برشمرد.
برخی از موارد نقض حقوق بشر و وضعیت تأسف بار زنان در بیش از سه دهه از حکومت دو ولی فقیه:
- مسئولیت کیفری و اجرای مجازات برای دختران و پسران بین 9 تا 18 ساله که در صورت ارتکاب جرم همچون یک شخص بزرگسال مجازات میشوند(لازم به یادآورى است که به موجب نظریه رسمى اعلامى از سوى سازمان بهداشت جهانى انسان از بدو تولد تا ۱۵ سالگى ، کودک نامیده مى شود) .
- در صورتیکه کودک به دست پدر یا جد پدرى کشته شود، طبق قانون مجازات اسلامی، قاتل قصاص نمى شود در صورتى که بنا بر مقررات کنوانسیون حقوق کودک باید از کودک در برابر هر نوع تعرض و آسیب به وى حمایت قانونى نمود تا چه رسد به قتل کودک. در صورتى که مادر به فرزندش آسیبى برساند متناسب با آن مجازات مى شود بنابراین در صورت قتل به قصاص محکوم خواهد شد.
- وضع قوانین و اجرای مجازات های بیرحمانه، غیرانسانی و تحقیر آمیز از جمله : سنگسار(رجم)، قطع عضو، شلاق و ...
- تبعیض در قوانین مدنی، حقوق خصوصی، کیفری و تعارض با کنوانسیون های بین المللی، محرومیت از حق عدالت در روند دادرسی میان زن و مرد و دختران زیر 18 سال(نقض گسترده کنوانسیون حقوق کودک*) در سیستم قضائی و حکومتی تحت امرِ خامنه ای (رئیس قوه ی قضائیه تنها از میان روحانیون شیعه توسط رهبر منصوب میشود نه یک حقوقدان مستقل با تجربه)، محرومیت از حق استقلال کامل در تصمیم گیری در مسائل بسیار مهم زندگی شخصی، سرنوشت و اجتماعی، عدم احترام به شخصیت و رأی فردی زن از جمله : ازدواج دختر کمتر از 9 سال و پسر کمتر از 15 سال با اجازه ی ولی، نخستین ازدواج دختران باکره در هر سنی مشروط به کسب اجازه ی پدر و جد پدری، حق طلاق، حق حضانت اطفال، انتخاب در لباس پوشیدن و حجاب، محدودیت و نداشتن آزادی برای سفر نمودن، مشروط به دریافت اجازه ی پدر برای دختران مجرد و شوهر برای زنان متأهل، موارد فوق الذکر و ... (مردسالاری، شوهرسالاری، پدرسالاری در قوانین مدنی و کیفری و تفسیر خاص روحانیون حاکمیّت شیعه از تعالیم و احکام اسلامی و مذهب شیعه)
- تسهیل چند همسری و ازدواج موقت طی تصویب لایحه ای در مجلس شورای اسلامی ایران
- قانونی بودن قتل زن توسط شوهر در صورت ارتکاب زنای محصنه و اثبات شروط آن نزد شوهر، طبق قانون مجازات اسلامی ( در این حالت شوهر هم قاضی است و هم مجری مجازات کیفری به هر شکلی که اختیار کند)
- ترویج فرهنگ تحقیر نمودن زن، تنفر و زن ستیزی، مرد سالاری، شوهر سالاری، پدر سالاری، اطاعت محض و بی چون و چرا از شوهر و پدر(دیکتاتوری مرد سالاری در محیط خانواده) در جامعه توسط رسانه های گروهی، مطبوعات، سازمان ها و نهادهای تحت امرِ رهبری و دولتی.
- ترجمه، تعبیر و تفسیر مرد سالاری، شوهر سالاری، پدر سالاری از قرآن و احادیث اسلامی آنگونه که حاکمیّت روحانیون شیعه ی مرد سالارانه میخواهد، و ترویج فرهنگ جلوه دادن زن به عنوان نمادِ شیطان، خبیث، فتنه گر، منشأ فساد و فحشاء، پلید، نقص عقل و تفکر در برابر مرد و ...
- اجباری بودن زنان در رعایت پوشش و حجاب کامل حکومت جمهوری اسلامی و تشویق کردن زنان در استفاده نمودن از رنگ های تیره بخصوص مشکی، بازداشت، برخورد تحقیر آمیز و غیر انسانی نیروهای شبه نظامی (بسیج) و انتظامی با زنانی که حجاب کامل را در اجتماع رعایت نمیکنند.
- تبعیض در گزینش امور استخدامی و ارائه ی خدمات دولتی و عمومی میان زنانی که حجاب کامل را رعایت میکنند و زنانی که رعایت نمیکنند.
- تفکیک جنسیتی در برخی از دانشگاه ها و محروم کردن زنان از تحصیل در برخی از رشته های دانشگاهی و انحصار آن برای مردان
- نقص و تعارض قوانین در دفاع از کودکان و زنانی که توسط پدر و شوهرانشان مورد ضرب و شتم قرار میگیرند و محرومیت از حق هر گونه حمایت از قربانیان، ترویج فرهنگ سکوت و بردباری پیشه کردن زنان و دختران در برابر خشونت های خانگی.
- سرکوب سازمان ها، گروه های مردم نهاد( ان جی او )، وکلاء، روزنامه نگاران، دگر اندیشان، مدافعان حقوق زن و کودک.
- ظلم مضاعف به زنان کرد، عرب، بلوچ، ترکمن و آذری
- ستم مضاعف به زنان غیر شیعه (مسلمانان سنّی، بهائی، مسیحی و...).
خامنه ای از روی کینه ورزی شخصی و تنفری که از اروپا و غرب دارد، متوسل به تاریخ گذشته ی اروپائی ها شده، نه تاریخ معاصر که جنبش انقلابی برای زنان جهت دست یابی به حقوق عادلانه و برابری خود با مردان مبارزه کرده و نه در مورد وضعیت واقعی حال حاضر زنان در اروپا. در کدام یک از کشورهای اروپائی و غربی میتوان چنین وضعیتی غیر انسانی که برای کودکان و زنان در ایران است، در آن کشورها موجود است؟
خامنه ای پیشتر نیز تحریم های اقتصادی اروپا در رابطه با پرونده ی هسته ای ایران را، وحشی گری دانست. تحریم های اقتصادی اتحادیه ی اروپا که پس از چند ماه چنان ضربه ی هولناکی به شاهرگ حیاتی اقتصاد وابسته به نفت و گاز حکومت ولی فقیه وارد نمود که حتی تحریم های اقتصادی شیطان بزرگ ( به تعبیر خمینی و خامنه ای) یعنی ایالات متحده ی آمریکا پس از بیش از سه دهه باعث نشد که خامنه ای، تحریم های آمریکا را وحشی گری دانسته و یا حداقل تا این حد عصبانیت، واکنش تنفر آمیز و نژاد پرستانه ی رهبری ایران را برانگیزد.
خامنه ای با سانسورِ وضعیت تأسف بار زنان در بیش از سه دهه از جمهوری اسلامی و بیش از دو دهه به مدیریت رهبری خود در ایران با دروغ پراکنی و سیاه جلوه دادن وضعیت زنان در اروپا به دنبال ارائه ی تصویری بهشتی برای زنان ایرانی و جهنمی برای زنان اروپائی و غربی است و حجاب اجباری برای زنان در ایران را موجب مصونیّت، پیشرفت و وجود آزادی پوشش برای زنان در اروپا را موجب سراشیبی و سقوط تمدن غربی دانسته و برای اثبات ادّعای خود در رابطه با گفتمان غرب در خصوص زنان، حتی بدون استثناء کردن هیچ یک از ملّیت های اروپائی، بر وحشی بودن غربی ها به ویژه نژاد اروپایی تأکید نموده و چنین اظهار میکند :{ ... غربى‌ها، يعنى بخصوص نژادهاى اروپايى، نژادهاى وحشى‌اند؛ اينها ظاهرشان اتو كشيده و كراوات زده و ادكلن زده و اينهايند امّا همان باطن وحشى‌گرى‌اى كه در تاريخ وجود داشته هنوز هم در اينها هست؛ راحت آدم ميكشند، خونسرد جنايت ميكنند؛ بنابراين كتك زدن زن در داخل خانه به وسيله‌ى آنها و بعد به وسيله‌ى آمريكاييها، بُعدى ندارد - امّا در محيط اسلامى چنين چيزى اصلاً نبايستى تصوّر بشود؛ ولى متأسّفانه هست.}
خامنه ای توصیه میکند که { باید همواره همه اعضای خانواده، با زنان با دیده تکریم و احترام رفتار کنند و باید فضای خانواده به گونه ای باشد که فرزندان دست مادران خود را ببوسند. } همچنین اضافه میکند که { اگر ما افتخار كنيم كه اين تعداد خانم روشنفكر، خانم تحصيلكرده داريم، اين خوب است، اين جا دارد؛ اگر بگوييم اين مقدار خانم نويسنده، خانم فعّال فرهنگى يا فعّال سياسى داريم، اشكالى ندارد}
ایران در رتبه ی 85 در بین 176 کشور دنیا در رتبه بندی کشورها برای مادر شدن
طبق گزارش جهانی موسسه خیریه " نجات کودکان " در سال 2013، ایران رتبه ی هشتاد و پنجم را کسب نموده است. اساس این اين رده بندي بر مرگ کودکان زير پنج سال، سلامت مادران، وضعيت تحصيلي (میزان آموزش رسمی)، اقتصادی(درآمد سرانه) و سیاسی (مشارکت در قدرت) آنها است. بر اساس چهاردهمین گزارش این موسسه بین المللی، رتبه بندی کشورها به ترتیب عبارتند از : فنلاند، سوئد، نروژ، ايسلند، هلند، دانمارک، اسپانيا، بلژيک، آلمان، استراليا، سوئیس، پرتغال، اسلوونی، سنگاپور، فرانسه، ایتالیا، نیوزلند، یونان، ایرلند، استونی، کانادا، انگلستان، جمهوری چک، اسرائیل، بلاروس، لیتوانی، لهستان، لوکزامبورگ، ایالات متحده.
همچنين کشورهای ژاپن رتبه 31، کره جنوبي 32، آرژانتين 36، بحرين 44، عربستان 46، امارات 50، کويت 55، قطر 58، روسیه 59، ترکیه 60، عمان 63، چین 68، لبنان 69، مالزی70، برزیل 78، عراق 113 و پاکستان 139 را در بین 176 کشور جهان بدست آوردند.**
تجاوز جنسی در حکومت ولی فقیه
آیا تجاوز جنسی به برخی از دختران باکره و زنان پس از شکنجه های جسمی - روحی و قبل از کشته شدن و اعدام در بازداشتگاه ها و زندان های مخوف در ایران از دهه ی هشتاد میلادی تا به امروز و همین طور در رژیم جنایت کار بشار أسد در سوریه، در محیط اسلامی قابل تصوّر میباشد؟ آیا بُعدی دارد؟
زنان روشنفکر، تحصیل کرده، نویسنده و فعّال فرهنگی یا سیاسی از دیدگاه خامنه ای، همان بانوان برجسته و فعال در بخشهای دانشگاهی، حوزوی، مسائل خانواده و زنان، رسانه و سازمانهای مردم نهاد که توسط نهادها و نمایندگی های رهبری انتخاب و توسط دفتر مقام معظم رهبری تأیید شده و طی جلسه ای با خامنه ای دیدارنموده و خامنه ای نیز پس از شنیدن بیانات خانم های فرهیخته و برجسته چنین اظهار میکند { از بيانات خانمها بهره‌مند شدم و استفاده كردم؛ و خدا را سپاسگزارى كردم به خاطر عمقى كه انسان مشاهده ميكند در مباحث و تلاشها و فكر كردنها در بين بانوان برجسته و ممتاز كشورمان بحمداللّه وجود دارد.}
زنان منتقد و معترض به وضعیت زنان جهت دست یابی به حقوق خود در ایران از دیدگاه رهبری فمینیسم، غربزده، غربگرا، دست نشانده، فریب خورده و خائن به اصول ارزش های جمهوری اسلامی بوده و مستحق وحشیانه ترین مجازات ها و محرومیت از حقوق انسانی و قانونی هستند. همانطور که خامنه ای با نادیده گرفتن نگرانی جامعه ی بین الملل از وضعیت زنان در ایران بیان میکند { گفتند بعضى از خانمها كه آن كسانى كه دنبال مثلاً كنوانسيون زنان يا مؤسّسات وابسته به سازمان ملل هستند، تهديد ميكنند كه اگر چنين كنيد، اگر چنان كنيد ممكن است عليه شما قطعنامه صادر كنيم! خب به دَرَك! قطعنامه صادر كنند.}
خامنه ای از وحشیگری رهبری خود، شکنجه گران و جلاّدان نیروهای اطلاعاتی – امنیتی، سپاه، شبه نظامی، لباس شخصی ها، نظامی، انتظامی و قضائی تحت امرِ خود به عنوان فرمانده ی کل قوا و نیروهای مسلّح، سخنی نمیگوید؟ از جمله پروانه اسکندری، فعال سیاسی در پروژه ی حکومتی معروف به قتل های زنجیره ای، چگونه و به دستور چه کسی به طرز فجیعی در کنار همسرش، داریوش فروهر، زنده زنده توسط جوخه های ترور وحشی اطلاعاتی – امنیتی، مُثله (قطعه قطعه) شده و مرتکبان و آمران از هرگونه تعقیب قضائی و مجازات مصونیت دارند.
تیرماه سال ۱۳۸۲ در چهارمین سالگرد وقایع کوی دانشگاه، خانم زهرا کاظمی عکاس ایرانی- کانادایی برای تهیه عکس و گزارش از تظاهرات دانشجویی به ایران آمد اما در مقابل زندان اوین در حالی که مشغول عکسبرداری از خانواده‌های دانشجویان زندانی بود، توسط مأموران امنیتی دستگیر شد. مدتی کوتاه بعد از دستگیری زهرا کاظمی، خبر مرگ مشکوک وی منتشر شد .
مادر خانم کاظمی نيز در جلسه دادگاه اظهار داشت که دخترش زير شکنجه به قتل رسيد و افزود که روی سينه مقتول آثار سوختگی به چشم می خورد و انگشتان دست و پا و بينی وی شکسته بود.
مادر زهرا کاظمی گفت که او را با تهديد وادار کردند با دفن دخترش بدون معاينه جسد وی توسط پزشکان بی طرف موافقت کند.
دکتر شهرام اعظم که در بيمارستان بقية الله الاعظم تهران که به سپاه پاسداران ايران تعلق دارد کار می کرده، افسر نيروی انتظامی با درجه سرگردی است در گفتگو با بخش فارسی بی بی سی گفت : نخستين پزشکی بوده که زهرا کاظمی، خبرنگار و عکاس ايرانی تبعه کانادا را معاينه کرده در نشستی خبری در اتاوا، پايتخت کانادا گفته است که جراحات خانم کاظمی تنها می توانسته ناشی از ضرب و شتم، شکنجه و تجاوز بوده باشد.
خانم نرگس محمدی نایب رئیس کانون مدافعان حقوق بشر که روز دهم تیرماه 1388 پس از ۲۲ روز بازداشت آزاد شد، به دلیل اختلالات عصبی ناشی از دوران بازجویی همچنان در بیمارستان بستری میشود . تقی رحمانی همسر وی به دویچه ‌وله گفت حتی پزشک اوین پس از اولین بیهوشی ناگهانی نرگس محمدی در زندان به مسئولان زندان می‌گوید، یک زهرا کاظمی دیگر درست نکنید.
خانم نسرین ستوده، وکیل دادگستری و مدافع حقوق بشر و یکی از برندگان ایرانی جایزه ی بین المللی ساخاروف، مادر دو کودک که در حال حاضر در حال سپری کردن دوران محکومیت خود در زندان اوین میباشد در اعتراض به ممنوع الخروج شدن دختر 12 ساله و احضار فرزندش به دادسرا و محدودیت ملاقات با فرزندان و اعضای خانواده اش چندین بار دست به اعتصاب غذا زده و چندین بار در سلول انفرادی حبس گردید. وی مورخ ۸ خرداد ۱۳۹۰ ( 29 مه 2011) به شکلی تحقیر آمیز با دستبند از زندان اوین که برای حضور در جلسه رسیدگی به ابطال پروانه وکالتش به کانون وکلای دادگستری منتقل میشود.
خانم هاله سحابی، دختر عزت الله سحابی، یک روز بعد از درگذشت پدر خود و در پی حمله ماموران امنیتی به مراسم تشییع جنازه پدرش، مورخ 11 خرداد 1390 ( 1 ژوئن 2011 ) در لواسان، در گذشت. خانم هاله سحابی، مادری که در تشییع جنازه ی پدرش توسط نیروهای امنیتی مورد هجوم وحشیانه قرار میگیرد. وی عضو " شورای مادران صلح" و از محکومان سیاسی حوادث پس از انتخابات ۲۲ خرداد ۸۸ بود. مأموران امنیتی خانواده خانم سحابی را مجبور کردند که پیکر او را شبانه در لواسان دفن کنند و روز بعد هم اجازه برگزاری مراسم ترحیم برای عزت الله سحابی و هاله سحابی را ندادند.
آقای هوتن کیان وکیل در بند ( وکیل خانم سکینه محمدی آشتیانی محکوم به سنگسار)، زیر شکنجه جسمی - روحی و در زندان ممنوع الملاقات، حتی از دیدار با دختر خردسالش محروم است. هوتن کیان به همراه سجاد قادرزاده (پسر سکینه محمدی آشتیانی) و دو خبرنگار آلمانی در تاریخ ۱۰ اکتبر ۲۰۱۰ در دفترش در تبریز، در حین یک مصاحبه مطبوعاتی دستگیر شد.
زنان فعالِ جامعه ی مدنی و مدافعان حقوق زن در حکومت ولی فقیه، بازداشت و محکوم به زندان شده از جمله، خانم ها ژیلا بنی یعقوب(روزنامه نگار)، شیوا نظر آهاری (فعال حقوق بشر)، حکیمه شکری و ژیلا کرم زاده مکوندی(از اعضای گروه مادران عزادار)، بهاره هدایت(فعال دانشجویی)، مهسا امر آبادی(روزنامه نگار)، نازنین دیهیمی(مترجم کتاب های کودکان)، نسیم سلطان بیگی(فعال دانشجویی) در اعتراض به هتک حرمت و محرومیت از حقوق انسانی و قانونی خود در زندان دست به اعتصاب غذا میزنند. (1)
از تهدید به مرگ، بازداشت های فرا قضائی، حبس، شکنجه های وحشیانه ی جسمی - روحی، هتک حرمت تا اعدامِ زنان مدافع حقوق زن و کودک در ایران، نه در سخن زنان فرهیخته ای که طی چند دهه با رهبری دیدار میکنند و نه در بیانات رهبری، هیچ سخنی، انتقادی و اشاره ای نیست.
خامنه ای به فرزندان سفارش میکند که باید دست مادران خود را ببوسند ولی از آه و ناله ی شبانه روزی یک زن، همسر، خواهر، کودک، مادرانی که فرزندانشان و فرزندانی که مادرانشان توسط نیروهای تحت امرِ رهبری، بازداشت، حبس، شکنجه، کشته و اعدام شده اند یا در خطر قریب الوقوع اعدام قرار دارند از جمله مادر ندا آقا سلطان، معترض به نتایج انتخابات ریاست جمهوری، مادر فرزاد کمانگر، معلم آزاده و فعال حقوق بشر و از مدافعان حقوق کرد که در زندان اوین اعدام شد، مادر ستّار بهشتی، وبلاگ نویس منتقد و معترض حکومت، مادر مهدی مجدم جوان عرب أهوازی/ الأحوازی که خود را در برابر چشمان استاندار در اعتراض به ستم مضاعف، بیکاری، فقر و نابرابری خود را به آتش میکشد(2) و اعضای خانواده ی وی بازداشت و تهدید میشوند که در این مورد اطلاع رسانی و پیگیری نکنند تا مبادا همانند آن جوانی که در تونس با خود سوزی خود، رژیم های دیکتاتور عربی را به آتش کشیده، باعث آغاز بهار عربی در ایران شود، از آه و ناله ی مادران پنج فعال مدنی – فرهنگی عرب عضو مؤسسه الحوار (کاندیدای جایزه ی بین المللی شجاعت مدنی) که در خطر قریب الوقوع اعدام هستند، هیچ سخنی نمیگوید؟
گروگان گیری زنان توسط حکومت به عنوان اهرم فشار
از جمله بازداشت همسر محمد مصطفائی، وکیل مدافع خانم سکینه آشتیانی (محکوم به سنگسار)، بازداشت خواهر و همسر خانم شیرین عبادی برنده ی جایزه ی صلح نوبل در سال 2003. بازداشت، تهدید، شکنجه، ارعابِ زنان، مادران، دختران و خواهران بستگانِ فعالانِ مدنی، فرهنگی، سیاسی، مدافعان حقوق ملّیت های کرد، عرب، بلوچ، آذری، ترکمن، اقلیت های دینی، مذهبی و مدافعان حقوق بشر از جمله نگارنده ی این متن برای توقف فعالیت های مسالمیت آمیز خود.
زنان و مادران کرد، عرب، بلوچ، ترکمن، آذری از ظلم، فشارها و محرومیت های بیشتری رنج میبرند از جمله خانم معصومه كعبی عرب أهوازی/ أحوازی و پنج فرزندانش (زیر 18 سال)، مورخ 27 سپتامبر 2008 (6 مهر 1387) ، با زور و بر خلاف قوانين بين المللى وعليرغم اينكه جزو ليست پناهجويان دفتر كميسيون عالى پناهندگان هستند، توسط مقامات سوريه به ايران تحويل داده شدند. کودکان براى پيوستن به پدر، همسرِ معصومه كعبى و سرپرست خانواده، راهى كشور دانمارک بودند. همسر وی از فعالان سیاسی عرب أهواز/ الأحواز میباشد. معصومه کعبی به همراه فرزند کوچک خود عماد حبیب برای چندین ماه در زندان های مخوف رژیم ایران در بازداشت بوده اند.
همچنین بازداشت همسر آقای حسن منابی، فعال عرب و مدیر مدرسه ی ابتدایی در شهرحمیدیة(25 کیلومتری أهواز/ الأحواز). دوست منابی به دیده بان حقوق بشر گفت کهمامواران وزارت اطلاعات همسر وی را جهت اعمال فشار بر او برای بازگشت به ایران احضار و بازداشت کردند.
خامنه ای روحیه ی یک مادر را چنین توصیف میکند { اين رشته‌هاى بشدّت رقيق و نازك اعصاب كودك را فقط سرْانگشت ظريف و لطيف مادر است كه ميتواند از هم جدا كند كه عقده به‌ وجود نيايد} ، مرتضی سویدی نوجوان 15 ساله ی عرب أهوازی/ أحوازی مورخ 23 فروردین 1392/ آوریل 2013 در غیاب والدین و بر بالای پشت بام منزل خود ( که با پرتاب سنگ قصد متوقف نمودن تخریب منزل را داشته) توسط تیر اندازی یک سرهنگ نیروی انتظامی که به همراه یک اکیپ، مأموریت تخریب منزل مسکونی را داشته با دو گلوله به قتل میرسد. یک افسر با تجربه ی عالی رتبه ی امنیتی – انتظامی بدون شلیک تیر اخطار( تیر هوایی)، یا بدون دفاع متناسب با دفع خطر( تیراندازی به اعضای غیر حیاتی بدن) با تیر اندازی عمدی به نقاط حیاتی بدن به قلب و سر، یک نوجوان 15 ساله را به قتل میرساند. آیا آن سرهنگ و نیروهای امنیتی نمی توانستند منتظر بازگشت مادرِ قربانی شوند تا با همان سر انگشت ظریف و لطیف مادرانه، فرزندش را از پشت بام پایین آورده و وی را از خانه بیرون ببرد؟ انجام مأموریت تخریب منزل از ریختن خون یک انسان مهم تر بود؟در حکومت خامنه ای، تخریب منزل با بلدوزر زمانیکه در آن، یک انسان آن هم نوجوانی 15 ساله که هیچ جرمی مرتکب شده، منجر به قتل عمدی نژاد پرستانهمیگردد. این همان سفارش رهبری به تقویت نهاد خانواده و تکریم یک زن و مادر در محیط خانه و خانواده است؟ (3)
خامنه ای آنگونه که خود میخواهد، وضعیت زنان در جامعه ی غرب را به باد انتقاد داده و وجود حجاب اجباری را در ایران را باعث مصونیت و پیشرفت برای زنان و جامعهمیداند ولی ازافزایش آمار تجاوز جنسی در ایران سکوت میکند، تا آنجا که چند سال پیش یکی از فرماندهان عالی رتبه ی نیروی انتظامی در همین دوره ی رهبری خامنه ای،آمار تجاوز به عنف در شهر قم (بزرگترین مرکز روحانیت شیعه در جهان) را در ایران، رتبه ی اوّل اعلام میکند؟ خامنه ای شجاعت اعتراف به تجاوز جنسی روحانیون شیعه به دختران و زنان که برخی از روحانیون شیعی داری سمت های رسمی حکومتی، قضائی، امنیتی، دولتی و غیر رسمی در ایران هستند، را ندارد؟خامنه ای از« برده داری جنسی در قالب ازدواج موقت و ازدواج دائم» دختران باکره و زنان بیوه بطور متعدد برای بهره برداری جنسی توسط روحانیون شیعه (که هم طبقه ی وی هستند) در ایران به ویژه در شهر قم را پنهان میکند؟ خامنه ای از برده داری جنسی برون مرزی ایران در لبنان از جمله ازدواج اجباری زیبا رویان دختران باکره و زنان بیوه ی شیعه ی لبنانی به دستور سید حسن نصر الله، دبیر کل حزب الله لبنان چه بصورت ازدواج موقت و چه به شکل صوری(ازدواج دائم) و سپس طلاق دادن آنان، برای التذاذ جنسی نیروهای سپاه برون مرزی ایران که در حال انجام مأموریت در خاک لبنان هستند را کتمان میکند؟ برده داری جنسی در ترکیه به وسیله روش‌هایی مانند «ازدواج موقت» با افسران ارتش ترکیه یا نیروهای پلیس و مقام‌های رسمی آن کشور از آنها «اطلاعات کسب کرده » و «در اختیار سپاه پاسداران ایران» قرار می‌دادند. روزنامه ی ترکیه ای حریت در جای دیگری از گزارش خود نوشته است که «زنان به تن‌فروشی مجبور شده‌اند». این گزارش به زبان انگلیسی در وب‌ سایت ترکیه‌ای «تودیز‌زمان» نیز منتشر شده است (4).
در بازداشتگاه کهریزک، نزدیک به شهر تهران پایتخت حکومت خامنه ای، به معترضان نتایج انتخابات ریاست جمهوری خرداد 1388 ، به دختر و پسر تجاوز جنسی شده و برخی از آن ها زیر شکنجه های وحشیانه مجروح و به قتل رسیده و بیش از یک صد تن از قربانبان توسط نهادهای اطلاعاتی – امنیتی تهدید میشوند که از شکایت قضائی و اطلاع رسانی خود صرف نظر کنند.
کشورهای اروپائی و غربی مدعی نیستند که موارد خشونت علیه زنان، سوء استفاده و تجاوز جنسی در کشورهایشان وجود ندارد، سازمان های دولتی و مردم نهاد در کشورهای اروپایی و غربی سالیانه در این مورد به طور مرتب و پیوسته گزارش و آمار میدهند، همچنین رسانه های گروهی دولتی و خصوصی، مطبوعات به شکل آزادنه در مورد هر گونه خشونت علیه زنان در خانه، اجتماع، تجاوز جنسی، گزارش و اخبار مربوطه را با شفافیت کامل منتشر نموده و به دنبال یافتن راه حل و پیشگیری از آن هستند، زنان قربانی آزادانه در رسانه های گروهی و بدون سانسور سخن میگیویند و از طرفی دیگر در کشورهای اروپائی و غربی هر شخصی که مرتکب هر گونه خشونت، سوء استفاده و تجاوز جنسی علیه زنان و کودکان شود، حتی بلند پایه ترین مقامات حکومتی، دولتی، امنیتی، نظامی و مذهبی طبق قانون، با قاطعیت و بدون هیچ ملاحظه ی سیاسی و غیر سیاسی، محاکمه و مجازات شده و قربانیان تحت حمایت های دولت و پلیس قرار گرفته و در این مورد با شفافیت و بدون سانسور اطلاع رسانی میگردد.
در اروپا، برلوسکونی نخست وزیر پیشین ایتالیا به اتهام ارتباط جنسی با دختر زیر 18 سال در دادگاه محاکمه میشود. در آمریکا، چاک هیگل، وزیر دفاع ایالات متحده، آزار جنسی و تجاوز جنسی در ارتش را یک خیانت اساسی به سوگندهای مقدس و اعتبار ارتش میداند

مرکز اطلاع رسانی جبهه دمکراتیک مردمی احواز