lördag 27 juli 2013

سازمان‌های حقوق بشری خواستار توقف اجرای حکم اعدام چهار عرب احوازی شدند

سازمان عفو بین‌الملل، دیده‌بان حقوق بشر  خواستار توقف اجرای حکم اعدام چهار شهروند عرب  احوازی  شدند.
در این بیانیه‌ای مشترک که روز جمعه چهارم مرداد منتشر شده، این سه سازمان از قوه قضاییه ایران خواسته‌اند که محاکمه این چهار نفر مطابق با معیارهای بین‌المللی تجدید شود بطوریکه حکم اعدام یکی از گزینه‌ها نباشد.
مطابق این بیانیه خانواده‌های این افراد زندانی به گروه‌های حقوق بشری گفته‌اند که این چهار نفر ۲۵ تیرماه امسال تماس گرفته‌اند و گفته‌اند که بیم آن دارند حکم اعدام آنها عنقریب به اجرا گذاشته شود.
برپایه این بیانیه، مسئولان ایرانی این افراد را از دسترسی به وکیل محروم کرده و افرادی از خانواده‌های آنها را مورد آزار قرار داده یا دستگیر کرده‌اند.
در  این بیانیه تاکید شده که روند دادرسی این افراد دارای اشکال بوده و احکام صادر شده برپایه «اعتراف»‌هایی صادر شده که به گفته‌ این محکومان با شکنجه گرفته شده است.
این بیانیه قید می‌کند که مدرکی دال بر اینکه دادگاه به ادعاهای این افراد درباره شکنجه رسیدگی کرده باشد، موجود نیست.
عبدالرضا امیر خنافره ، غازی عباسی ، عبدالامیر مجدمی و جاسم مقدم پیام از سوی دادگاه انقلاب اهواز به محاربه و افساد فی الارض محکوم شده‌اند که به تایید دیوان عالی کشور نیز رسیده است.
این سه سازمان می‌افزایند این اتهامات به رشته‌ تیراندازی‌هایی ارتباط  دارد که ادعا شده به مرگ یک پلیس و یک سرباز منجر شده است.
در این بیانیه  آمده است که سه نفر دیگر با نام‌های هادی البوخنفر نژاد، سامی جدماوی نژاد و شهاب عباسی در ارتباط با این اتهامات به تحمل سه سال حبس در زندان اردبیل محکوم شده‌اند.
در این بیانیه  قید شده که دادگاه بدوی احکام خود را یک هفته پس از  جلسه تقریبا دوساعته صادر کرده بود.
این سه سازمان می‌گویند در ایران پس از انتخابات ریاست‌ جمهوری اخیر دست کم ۷۱ حکم اعدام به اجرا در آمده است.  این سه سازمان یادآور شده‌اند که در سال  ۲۰۱۲  بیش از ۵۰۰ نفر در ملا عام یا در داخل زندان‌ها  در ایران اعدام شده‌اند.

tisdag 23 juli 2013

بعد ازیک سال بلاتکلیفی زندانیان اهل تسنن در احواز

 ماه رمضان سال گذشته(مرداد ماه ١٣٩١)، نيروهاي امنيتي و اطلاعاتي جمهوري إسلامي ايران ، تعدادي از جوانان عرب كوي زرگان شهر احواز را دستگير نمودند. فعاليت اين جوانان شامل شركت در جلسات آموزش زبان عربي و تعليم تلاوت قرآن بود كه در خانه هايشان برگزار ميشد.
بنا به گزارش منابع محلي از احواز پرونده نه(٩) تن از اين زندانيان كه به اتهام گرويدن به مذهب اهل سنت دستگير شده بودند به شعبه ٢ دادگاه انقلاب به رياست قاضي محمد باقر موسوي ،ارجاع شده است.
اين منابع افزودند كه دستگيرشدگان از زمان منتقل شدن از بازداشتگاه أداره اطلاعات به زندان كارون بسان ساير زندانيان در شرايط بسيار سختي بسر ميبرند.
نام بازداشت شدگان بشرح ذيل است:
١- باقر غلامي فرزند اسحاق ٣٣ ساله متأهل و داراي يك فرزند دختر
٢- حاكم مسلمي فرزند عويد ٣٥ ساله متأهل و داراي دو فرزند
٣- حميد عنجوري فرزند سبع ٣٨ ساله متأهل داراي چهار فرزند
٤- صالح مسلمي فرزند سرباز ٤٥ ساله متأهل و داراي چهار فرزند
٥- محمد مقطاعي فرزند حميد ٣٠ ساله متأهل و داراي دو فرزند
٦- محمد عسكري فرزند عبود ٣٤ ساله متأهل و داراي دو فرزند
٧- جاسم عسكري فرزند عبود ٢٢ ساله متأهل و داراي دو فرزند
٨- منصور عسكري(معروف به ابوعلي) ٥٠ ساله متأهل و داراي پنج فرزند
٩- رحيم زرگاني(معروف به ابوابراهيم) ٥٠ ساله متأهل و داراي چهار فرزند
خانواده هاي زندانيان يادشده از تمام سازمانهاي مدافع حقوق بشر خواستند تا با مداخله بموقع وضعيت اسفبار آنها را به ارگانها و نهادهاي بين المللي ذيربط منعكس نمايند.
لازم به ذكر است كه هميشه نهادهاي امنيتي و قضايي ايران بازداشت شدگان را براي مدت طولاني در زندان نگه ميدارند بدون اينكه آنها را از سرنوشت و وضعيتشان مطلع نمايند.اين شيوه و روشي است كه جمهوري إسلامي براي فشار بر بازداشت شدگان و خانواده هايشان در پيش گرفته است تا بدينوسيله بر ساير فعالان سياسي و فرهنگي فشار وارد نموده و تأثير بگذارد.

måndag 22 juli 2013

نامه فوری به سازمانها وهمه فعالین حقوق بشر ایران و جهان : نگذارید خون چهار جوان فرهنگی فلاحیه (شادگان) وجه المصالحه سردمداران نظام شود



س از چهار سال بازداشت وشکنجه حکم قتل چهار جوان عرب و فعال فرهنگی که در بیدادگاه احواز صادر شده بود توسط شعبه ۳۲ بریاست  رضا فرج الهی  تا خون این جوانان را که دارای سنی کمتر از عمر انقلاب هستند را در شرایطی برزمین بریزند که سران رژیم وخصوصا حسن روحانی ادعای اعتدال و حفظ حقوق شهروندی را می کنند.


این در حالی است که این چهار جوان عرب همگی در خانواده های فرهنگی رشد کرده وکاری فراتر از زبان شعر و ادب نداشته ودفاع آنان از حقوق شهروندی که فقط در قالب شعر وادبیات ونقد بوده فراتر نرفته ومثل همیشه رژیم تاب وتحمل اینگونه فعالیتی را برنتابید آنان را دستگیر و پس از آن در بی رحم ترین مرکزاطلاعاتی (در احواز) تحت شدید ترین شکنجه روحی و جسمی  وبا همکاری واحد رسانه ای مخصوص وتوجیه گر جنایتهای نظام نامبردگان ذیل را در محاکمه ای صوری که بیش از دوساعت طول نکشیده محکوم به اعدام و در واقع حکم بقتلشان را صادر کرد.

١-غازی عباسی فرزند احمد متولد ١٣۶١ مجرد أیشان شاعر معروف منطقه که در أکثر مراسم فرهنگی فعالیت چشمگیری داشت. وی به اتهام محاربه و إفساد فی الأرض به إعدام محکوم شد.

٢-عبد الرضا أمیر خنافره فرزند یونس متولد ١٣۶۶ مجرد وی شاعر معروف شهر فلاحیه است. که در همایشها و سمینار های شعر فعالیتهای فراوانی داشت. وی به اتهام محاربه و إفساد فی الأرض  به إعدام با طناب چوبه دار محکوم شد.

٣-عبد الأمیر  مجدمی فرزند هوشنگ  متولد ١٣۵٩ متأهل ، به اتهام محاربه و إفساد فی الأرض محکوم به إعدام  شده است.

۴- جاسم مقدم پیام فرزند سعید متولد ١٣۶۴ مجرد به اتهام محاربه و إفساد فی الأرض محکوم به اعدام شده است.

بدلیل عدم اطاله فقط به زندگی خانواده گی یکی از چهار جوان (عبدالرضا امیر خنافره) اشاره ای گذرا می کنیم. وی جوانی با فعالیت فرهنگی فرزند یکی از معلمان زحمت کش است پدروی مرحوم یونس خنافره (درسن پجاه سالگی) که چهل روز از فوتش نمی گذرد از فعالین فرهنگ وادب بوده و بعلت بازداشته های مکرر وشکنجه های طاقت فرسا وازجمله بازداشت غیر قانونی فرزندش(عبدالرضا) زجر کش گردید همچنین پدر بزرگ عبدالرضا مرحوم جهاد خنافره پس از سالها تبعید به کرمان در همانجا و بدور از خانواده ودرزجر غربت فوت نمود.

حال این جوان همراه سه جوان با سنی بین ۲۶ الی ۳۵ سال در دادگاهای صوری و در نظامی که نه تنها به قوانین جهانی حقوق بشر وقعی نمی گذارد، بلکه قوانین مصوب خود راخصوصا در دادرسی را زیر پا گذاشته باحکمی غیر انسانی قصد جان  چهارجوان عرب را کرده و بهترین گواه بر جنایت نظام همان عدم صدور ویزای ورود برای آقای احمد شهید است.

ضمن تشکر از همه فعالین حقوق بشر ایرانی که فراتر از نژاد وقوم صدای زندانیان سیاسی واعتراض مردم وخانواده های عرب احوازی را بگوش جهانیان رسانده اند،اما جای سئوال از سازمانها وفعالین ومدعیان دفاع از حقوق بشرساکت ایرانی است که چرا در قبال اعدامها واحکام جائرانه علیه جوانان عرب همچنان بر لب وقلم خود مهر سکوت زده اند؟اما برای چند روز زندان وکم کردن ساعات ملاقات وتب کردن یک زندانی همزبان خویش در اوین وگوهردشت فریادشان گوش جهانیان را کر می کندواگر همه دادگاهها رژیم و احکام صادره آن را غیر انسانی می پندارند، اما حکم بقتل جوانان عرب را با انگیزه ای عرب ستیزانه، عادلانه و رژیم را با چنین حکمی در راستای اندیشه خود پنداشته جوانان عرب را مهدور الدم می پندارند.

ما فعالین حقوق بشر عرب از همه مدافعین حقوق بشر جهان، خصوصا سازمانها وفعالین حقوق بشر ایرانی  که بیش از همه با بی دادگاههای نظام آشنائی دارند، تقاضای عاجل داریم تا با اقدامی سریع وبشر دوستانه اعتراض خود را نسبت به جنایتی که وقوعش از دستان  چنین نظامی بعید بنظر نمی رسد اعلام و صدای چهارجوان عرب را به  سازمانها ومراکز موثربین المللی رسانده و مانع قتل(اعدام) این چهار جوان توسط نظام جمهوری اسلامی  شوند.

با تشکر وتقدیر فعالان حقوق بشر عرب

lördag 20 juli 2013

تایید حکم اعدام ۴ زندانی سیاسی عرب احواز

چهار زندانی سیاسی با ارسال نامه ای از درون زندان کارون خواستار دخالت سازمان های بین المللی حقوق بشری برای لغو احکام اعدام خود شدند.
به گزارش گوناز تی وی، حکم اعدام این زندانیان که از شهروندان عرب اهل شهرستان شادگان هستند، شهریور ماه سال گذشته در دادگاه انقلاب اهواز صادر شده بود. این حکم پس از تایید در دیوان عالی کشور روز شنبه ۲۲ تیرماه به محکومان و خانواده  آنها ابلاغ شده است.غازی عباسی، عبدالرضا امیر خنافره، جاسم مقدم پناه، و عبدالامیر مجدمی  به اتهام محاربه با خدا و افساد فی الارض به اعدام محکوم شده اند. هیچ یک از این محکومان سابقه کیفری نداشته، همگی کمتر ازسی سال دارند.زندانیان در این نامه خود را بیگناه دانسته و روند رسیدگی به پرونده خود را غیرقانونی و براساس اعتراف گیری های اجباری ذکر کرده اند.شهاب عباسی، سامی جدماوی نژاد و هادی البوخنفر نژاد، متهمان دیگر این پرونده نیز به سه سال زندان و تبعید در اردبیل محکوم شده اند.
اعتراف اجباری زیر شکنجه شدید
خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران از قول یک منبع مطلع، بر وجود «شکنجه شدید» برای اعتراف گیری از متهمان تاکید کرده است. به گفته این منبع که نخواسته نامش ذکر شود، نه فقط متهمان بلکه خانواده های آنها نیز مدت های طولانی تحت شکنجه شدید قرار گرفته اند. از جمله یونس امیر خنافره پدر عبدالرضا امیر خنافره که از معلمان بازنشسته شادگان بود، شش ماه در بازداشت گاه های وزارت اطلاعات در برابر چشم فرزندش  شکنجه شده بود. او چهل روز پیش بر اثر فشارهای ناشی از شکنجه های روحی و جسمی در گذشت.
دادگاه فرمایشی با حکم بازجویان اطلاعات
این درحالی ست که عبدالسلام ساکی، یکی از وکیلان متهمان، همه اتهام ها را باطل دانسته و گفته است هیچگونه مستند حقوقی علیه آنان وجود ندارد. این وکیل مدافع بر اعترافات اجباری بر اساس شکنجه تاکید کرده و گفته است «دادگاه هیچ توجهی به دفاعیات وکیل نکرده و حکم را بر مبنای گزارش های اداره اطلاعات صادر کرده است».محکومان در بخشی از نامه خود با اشاره به این که ۳ سال در بازداشتگاه وزارت اطلاعات تحت بازجویی و بلاتکلیف بوده اند، نوشته اند پس از تشکیل دادگاه در سال ۲۰۱۲ که کل مدت آن دوساعت و نیم بود، به هیچ یک از شش وکیل مدافع آنان اجازه دفاع داده نشده است. به نوشته آنان «ما بدون این که بتوانیم ار خود دفاع کنیم به اتهام اعمال مسلحانه و محاربه با خدا و افساد فی الارض به اعدام محکوم شدیم».
تغییر و ارعاب شاهدان
در حالی که دادگاه سلاح های شکاری محکومان را مستند صدور اعدام قرار داده است، زندانیان در نامه خود نوشته اند:«کارشناس اسلحه در شهادت نامه خود در دادگاه گفته است از سلاح های شکاری کشف شده هیچ گلوله ای شلیک نشده است. اما با فشار بازجویان اطلاعات، دادگاه اقدام به عوض کردن کارشناس کرد تا با شهادت دادن به تیراندازی از سلاح ها «ما را به قیام مسلحانه» متهم کنند.زندانیان نامه خود را برای شورای حقوق بشر سازمان ملل، احمد شهید، سازمان عفو بین الملل، دیدبان حقوق بشر و دیگر فعالان و سازمان های مدافع حقوق بشر ارسال کرده اند. خانواده های این افراد نیز پیشتر درنامه ای همین درخواست ها را اعلام کرده اند.
اعدام چهار زندانی سیاسی عرب ایرانی دیگر
حکم این چهار زندانی سیاسی در حالی تایید و ابلاغ شده که در تیرماه سال گذشته  نیز کمپین بین المللی دفاع از حقوق بشر در ایران از قول یک منبع محلی از اعدام مخفیانه چهار زندانی سیاسی عرب به نامهای طه حیدریان، ناصر حیدریان، عباس حیدریان و علی شریفی  خبر داد.این افراد در محلی نامعلوم اعدام شدند و در پی آن اداره اطلاعات اهواز روز دوشنبه ۲۹ خرداد  ۹۱ اجرای حکم را به خانواده های آنان درتماسی تلفنی ابلاغ کرد. به گفته یک هم بند این افراد «در زمان نگهداری این افراد در سلولهای انفرادی به آنها پابند زده شده بود و برای روزهای متوالی مورد ضرب و شتم  قرار گرفتند،  شلنگ فشار قوی آب در دهانشان گذاشتند، آنها را به تخت بستند و با تسمه به کف پاهایشان شلاق زدند.».پس از اعدام این چهار جوان که همگی زیر سی سال بوده اند تظاهرات اعتراضی گسترده ای محله های اهواز و شهر شادگان را فراگرفت که با واکنش شدید نیروهای امنیتی روبروشد.

onsdag 3 juli 2013

تحریم اتحادیه اروپا علیه قضات جمهوری اسلامی در احواز

به گزارش “رویترز”، اتحادیه اروپا نام دوتن از قضات دادگاههای جمهوری اسلامی در احواز را درلیست ۹ نفره شخصیت های مشمول تحریم، قرار داد. مرتضی کیارستمی و سید محمد باقر موسوی دو تن از قضات دادگاههای جمهوری اسلامی دراحواز هستند که در فهرست تحریمی “ناقضان حقوق بشر” اتحادیه اروپا قرار داده شدند.

وزاری خارجه اتحادیه اروپا دیروز خواستار آن شده بودند که دارایی‌های این افراد ضبط و از ورود آنها به کشورهای عضو اتحادیه اروپا جلوگیری شود. در فهرست ۹ نفره نام “مرتضی کیاستی”، قاضی شعبه چهار دادگاه انقلاب احواز به چشم می خورد که با وجود مطلع شدن از شکنجه های روا شده درحق پنج فعالان فرهنگی عرب اهل خلفیه، احکام اعدام آنها را صادر کرده است. همچنین نام “سید محمد باقر موسوی”، قاضی شعبه دو دادگاه انقلاب احواز که احکام جائرانه متعددی را علیه فعالان وشهروندان عرب احوازی صادر کرده است، نیز در فهرست تحریمی های جدید اتحادیه اروپا به چشم می خورد.

نام دیگری که در این فهرست به چشم می خورد “محمد سرافراز”، مدیر بخش برون مرزی سازمان صدا و سیما و تلویزیون انگلیسی زبان “پرس تی وی” است. وی متهم است با نیروهای امنیتی و دادستان‌ها همکاری کرده و سلسله برنامه‌هایی را با عنوان “اعترافات بازداشت شدگان” پخش کرده است. پرس تی وی تاکنون چندین فیلم از اعترافات اجباری فعالان عرب احوازی پخش کرده است که تحت شکنجه وبه زور از آنها گرفته شده است. به گفته اتحادیه اروپا این یک نمونه از نقض  حقوق زندانیان در ایران است.

حمیدرضا عمادی، مدیر بخش خبری “پرس تی وی” نیز متهم به همکاری با نیرو‌های امنیتی در پخش اعترافات زندانیان سیاسی از جمله روزنامه نگاران، فعالان سیاسی و شهروندان کرد و عرب احوازی شده است.

با افزوده شدن نام افراد جدید به این فهرست تاکنون ۸۷ نفر مشمول تحریم‌های اتحادیه اروپا از جمله منع صدور ویزا و ضبط اموال و دارایی‌ ها شده‌اند.

tisdag 2 juli 2013

وقتی رژیم ازتوجیه اعدام جوانان عرب عاجزمی شود.

وقتی رژیم ازتوجیه اعدام جوانان عرب عاجزمی شود.



بگذار بنویسند و در نوشتن خویش از هر مقوله وانشائی که بنظر شان جدید واز نظر همه تکراری وفرافکنی است استفاده کنند، آنها از انسانیت ومنطق بویی نبرده اند وهمه وجودشان با پست ترین اندیشه ها ی نژادپرستانه عجین شده واز انسان بودن و آدمیت محرومند.اگر نطفه بشریت در تن داشتند ازخود و رژیم شان می خواستند و جوابی برای افکار عمومی دنیا می یافتند.دنیا می پرسد.
رژیم بقصد ایجاد رعب و وحشت اعدام جوانان عرب رابه بهانه مخدرات پی می گیرد.
1-چرا رژیم در اعدام کردن آنهم از نوع وحشییانه آن بعد از چین ودوم در جهان است،اگر بنسبت جمعیت محاسبه شود ایران در اعدام رتبه اول است،خصوصا که جنایت اعدام را علنی ووحشیانه وبا دعوت وحضور کودکان و زنان اجراء می کند؟
2-برکسی پوشیده نیست که در الاحواز خشخاش وساير گیاهان مخدر زا تولید نمی شود،بفرض ادعایشان اگر اعدامی آن همه مواد مخدر توزیع کرده وانسانی شرور وپس از ارتکاب دهها جرم اعدام کرده اند، باید پرسید حمل وتوزیع مواد مخدر با آن همه گلوگاه و فضای شدیدا امنیتی وفاصله 2000 کیلومتر بلوچستان تا مناطق الاحواز را چه کسانی وبا چه حمایت امنیتی به احواز منتقل می کنند،چگونه مسئولین امنیتی منتظر مانده تا بنا به ادعایشان پس از ارتکاب آن همه جرم اقدام به دستگیری فرد اعدامی کرده واعدام وی را افتخار می دانند؟حال که به زعمشان موزع مخدرات را دستگیر واعدام کرده اند،الف -آیا در همان روز اعدام جوان عرب مخدرات توزیع نگردیده؟از احواز خارج شده می پرسیم چه کسانی و با پشتیبانی کدام سلطه امنیتی قاچاق و توزیع تناژی مخدرات در شهرهای بزرگ ودر کشورهای دیگر را بعهده دارند؟
ب- در بین قاچاقچیان مواد مخدر که از فرودگاههای طهران مخدرات مهلک را به لبنان وعراق ومالزی و…..منتقل و توزیع می کنند،هیچ کدام از جوانا عرب مشارکت نداشته وندارد ،آمار زندانیان قاچاق مخدرات در مالزی گواه ماست.
ت- چگونه برای اخذ پروانه کسب وهرگونه کار حتی رفتگری متقاضیان آزمایش عدم اعتیاد می دهند، اما صاحبان مقام وسلطه معاف از چنین چکابی هستند؟،خصوصا خامنه ای که اخیرا محمد نوری زاد آزمایش عدم اعتیادش را پیشنهاد داد؟
3- اگر رژیم طهران حداقل استاندارد جهان سوم در رسیدگی قضائی را رعایت می کند، چرا جرأت دادن مجوزورود به آقای را ندارد؟ تا از عدم رعایت حداقلهای دادرسی که وجود ندارد مطلع شود.آیا جوانان غیر فارس که به وحشیانه ترین شکل ممکن وبا جرثقیل ودر منظر عموم آویزان و اعدام می شوند آیا از حداقلها ی حقوق اساسی خود در محاکمات برخوردارند؟آیا در سرزمین آبا واجدادشان به زبان مادری محاکمه می شوند؟آیا اجازه وکیل داشتن مستقل را دارند؟ آنهم اگر بتوانند هزینه وکیل را بپردازند.
4- ظاهرا فرافکنان جانی رژیم آنقدر در خود فرورفته اندومثل همیشه چون کبک عمدا سر در برف گذاشته، هزاران میلیارد اختلاسها ی روزانه ناشی از غصب وغارت ذخایر جوانان عرب را می فراموشانند،جنایت اوین وکهریزک با تجاوزات جنسی وقتلهای زنجیره ای را لا پوشی کرده ومی کنند واگر دعوای سرانشان بر سر تقسیم کیک نبود سردرآب کردن سعید امامی وشکنجه جنسی زن امامی هم در حد یک افشاء مطرح نمی شد؟
5- این مزدوران نژادپرست پوکیدگی اخلاقی و اجتماعی جامعه خویش را با خرافات امام زاده گری وچاه جمکرانی پوشانده آماریک میلیون پرونده سالانه و ارجاعی به دادگستری هایشان را میدانند اما خود رابه نادانی و نادانتر از آنچه هستند می زنند.مختلس 3000 میلیاردی را از فرودگاه بین المللی خمینی طهران بدرقه می کنند و با پرونده سازی مهندسی شده همراه با شکنجه جوانان عرب وصاحبان اصلی پول اختلاس شده اعدام به وحشیانه ترین روش پی می گیرند.
شیوه جنایتکاران رسوا غیر انسانی و غیر اخلاقی بوده وهست، چه رسد که این جنایتکاران حامل وناقل پست ترین صفت همانا نژادپرستی باشند.

lördag 1 juni 2013

نامه خصوصی رهبر به رفسنجانی...






دهم خرداد 92

از رهبر به اکبر.  یعنی دمت گرم. بهترین کار رو تو کردی. آورین. آورین. بنده از تو قدر دانی میکنم که توی سرت زدم و هیچی نگفتی. البته شنیدم یه جایی مخفیانه گفتی که چنان با پوز زدم توی مشت رهبری که مشتش کبود شد. دیگه از این حرفا نزن هاش اکبر. میدانی که بارها گفته ام که بنده یک رای بیشتر ندارم. خوب شد علنا چیزی نگفتی چون اگه چیزی می گفتی به اتکاء همان یک رای یه پس گردنی هم بهت میزدم. اما به جان تو، بنده نگفته بودم که اینجوری حالت رو بگیرن. اما خُب، گرفتن دیگه. نامردا رحم نمی کنن. ها ها ها ها. وقتی گیر سه پیچ میدن کاریش نمیشه کرد. بهشون گفتم که حقوق بشر این شیخ پیرمرد رو رعایت کنید اما هِری زدند زیر خنده. مگه تو چیکار کردی که اینا به حقوق بشرت می خندن؟ هاهاهاهاهاها. البته خوب تو هم نمی باید با این سن و سال دوباره پیدات میشد. به قول بچه های دفتر:
کوسه تا از خواب خوش بیدار شد
لنگ بی تنبان توی میدان پرید
گفت آقا با یه خورده اخم و تخم
کاش این کوسه خجالت می کشید
فکر نکن بنده یادم رفته تو کی بودی. درسته که بنده یک رای بیشتر ندارم اما یادم نرفته که بعد از امام، مملکت رو تو برای بنده آرام کردی. هرچند همه فکر می کردن تو برنامه ت شاه شدنه. اما اون داستان قتلهای زنجیره ای و اتوبوس نویسنده ها و سکته سعیدی سیرجانی، فی الواقع کارساز بود. از کم کردن روی بهترین دوستات هم کوتاه نیومدی. یادمه دوست قدیمی ت عزت سحابی بیچاره رو یکسال کردی توی انفرادی برای اینکه روش کم بشه. هاهاهاهاها. به خاطر همون فداکاریهاست که سفارش اکید کرده ام که به حول و قوه الهی کسی مسائل مالی شما بند نکنه و بنده برای کم کردن روی تو، هرگز تو رو به اوین و انفرادی نخواهم فرستاد. به قول برادران عرب، "الملح و الخبز حرمتون" یعنی بابا نون و نمک هم یه حرمتی دارد آخه. بچه هات هم که رفتن اوین گفتم مواظب باشن که اذیت نشن. گفتم بازجوها یه وقت فکر نکنن که اینام دژمنن و باید اعتراف کنن که جاسوس امریکا و اسرائیلن و به حول و قوه الهی مثل کهریزک، پتو بهشون ندن تا مننژیت بگیرن. سفارش مخصوص کردم که بحث رشوه و فروش نفت و از این جور چیزها هم مطرح نشه. خلاصه خودت که میدانی منظورم چیه. اما خودت هم حواست باشه که این روزا کاری نکنی که گیر این بچه های دفتر ما بیفتی. درسته که بنده یک رای بیشتر ندارم اما این پدرسوخته ها به حول و قوه الهی خیلی توی کارشون واردن. در عرض سه روز سعید امامی رو وادار می کنن که اعتراف کنه جاسوس اسرائیله. سعید امامی که یادته؟ بچه خوبی بود. خیلی سفارشش را میکردی. ولش کن. خوب کاری کردی که زدم توی سرت هیچی نگفتی. آخه عزیز من، اصلا از اولش قرار نبود دوباره پیدات بشه. تو که میدانستی که بنده یک رای بیشتر ندارم. البته تو میخواستی روی مردمی که گفتی تو را مجبور به آمدن کردن و دم خانه تو تظاهرات میلیونی کردن رو زمین نندازی. دیدی که انتخابات آزاد در راه است و گفتی شانست را امتحان کنی. به قول بچه های دفتر:
انتخاباتی چنین آزاد و گرم
هیچ کس در عالم دنیا ندید
هم دموکراتیکی و هم با نشاط
از نشاطش برق شیخ اکبر پرید
ایندفعه که نشد اما خوب اگه دوست داری دوره بعدی هم با اصرار همان مردم بازاما راستش بنده دلم سوخت. ترسیدم ایندفعه به حول و قوه الهی سکته کنی. حیفم اومد که بعد از اونهمه خوبم کاندید شو. شاید تا اون موقع صلاحیتت بهتر شده باشه و قبول شی. البته اگه بنده تا اون موقع هنوز همین یک رای را داشتم و دوباره توی سرت خواهم زد. اینم بگم که این برو بچه های دفتر میگفتن بذاریم بیای وسط میدان و اونجا به حول و قوه الهی کنفتت کنیم. ی که تو به بنده کردی و اون نامه ای که توی کشوی میز امام پیدا کردی که بنده رهبر شدم، بیشتر از این اذیت بشی. بنده سر اون نامه خیلی حال کردم. بابا خیلی کلکی. اما از تو کلک تر این یارو آخونده س که گفته بنده ی آسیدعلی، موقعی که از نه نه ام متولد شدم گفتم "یا علی". هاهاهاهاهاهاها. البته کاش تو اینو گفته بودی. ملت بیشتر باورشون می شد. حالا فکر کن ببین میتونی یه چیزی در همین ردیف بگی. مثلا بگی وقتی نه نه م میخواست بنده را به دنیا بیاره سه تا فرشته اومدن و کمکش کردند و ناف بنده را بریدند و بنده را سنت کردند. یا اینکه وقتی به دنیا آمدم سه تا فرشته بنده را بردن به آسمان و دو ساعت دیگه سنت شده و حموم کرده و مرتب، قنداق پیچ و عمامه به سر، تحویل مادرم دادن. یا مثلا بگی بنده وقتی بچه بودم چند تا بچه رو که میخواستن منو کتک بزنن با اشاره انگشت سوسک کردم. اگه بتونی اینو جورش کنی و یه جوری بگی که ملت باورشون بشه قول میدم که علیرغم اینکه بنده یک رای بیشتر ندارم اما بذارم دفعه دیگه به حول و قوه الهی کاندید بشی. البته قبلش باید بگم یه چند سال سِنت رو کم کنن که این جنتی به سِنت گیر نده. اون ناکس خودش الان سی ساله که هفتاد سالشه. البته قول انتخاب شدن بهت نمیدم چون من یک رای بیشتر ندارم اما خوب همین که کاندید بشی خودش خیلی مهمه. به این یارو نقدی هم میگم که بیشتر از این بهت گیر نده و بحث دارایی و اموالت رو پیش نکشه. پس دست به کار شو. فقط خواهشَن حواست باشه یه وقت نخوای بگی که بنده دور سرم هاله نور دارم و یا با اجنه رابطه دارم و مثلا چند تا از فرماندهان لشگر جن درخدمتم هستن و یا اینکه با امام زمان رابطه دارم. این پدرسوخته ی یه وجبی بی ریخت همه ی این چیزا رو سوزونده. وگرنه خودم میگفتم عکسام رو طوری درست کنن که دور سرم هاله نور باشه. خوب دیگه بنده باید برم به کارام برسم. اولش میخوام به حول و قوه الهی یه فصل حسابی به این وعده هایی که این هشت نفر به مردم میدن بخندم، مخصوصا اون آخونده که دست تو و خاتمی را داره از پشت می بنده. ها ها ها ها. بای بای.
حسین پویا